دوشنبه، ۹ خرداد ۱۳۸۴May 30, 2005 1:17 AM

Akbar Ganji اکبر گنجي

Akbar Ganji اکبر گنجی

گنجي که نيمه شب گذشته از زندان اوين مرخص شده و به خانه آمده بود به پاس
حمايت هاي روزنامه نگاران، در حضور آنها ليوان سوپي را که همسرش آماده کرده بود
سر کشيد و به اعتصاب غذاي خودش پايان داد.

Akbar Ganji اکبر گنجي

شنبه، ۷ خرداد ۱۳۸۴May 28, 2005 1:21 AM

الان خبر دادند نمايندگان مرد سه کانديداي ديگر حاضر نشدند با کولايي در برنامه انتخاباتي تلويزيون
جمهوري اسلامي حاضر شوند
 
Elaheh Koulai الهه کولايي

بعد از پايان جلسه مطبوعاتي الهه کولايي، سخن گوي مصطفي معين به
سوال ها  پيشنهادها و انتقاد هاي دختران خبرنگار پاسخ مي دهد.

الهه کولایی

الهه کولايي

جمعه، ۶ خرداد ۱۳۸۴May 27, 2005 1:27 AM

مصطفی معین - رضا خاتمی
معين، رضا خاتمي و خبر نگار تايم در حاشيه گرد همايي گروه هاي حامي دکتر معين

پنجشنبه، ۵ خرداد ۱۳۸۴May 26, 2005 1:29 AM

iranian womanزن ایرانی

سه شنبه، ۳ خرداد ۱۳۸۴May 24, 2005 1:31 AM

Mike Dammer گوسفند
By: Mike Hammer

یکشنبه، ۱ خرداد ۱۳۸۴May 22, 2005 1:33 AM
شنبه، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۴May 21, 2005 1:39 AM

Iranian kidsکودکان ايراني
به خاطر نسل بعد از خودمان هم که شده نبايد از کنار اين انتخابات مهم که سرنوشت همه
ما را رقم خواهد زد ، به سادگي بگذريم.

دوشنبه، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۴May 16, 2005 1:40 AM


دکتر جلال ستاری  Jalal Sattari

جلال ستاری  Jalal Satari

حدود ده هزار جلد کتاب دکتر جلال ستاري را اوایل انقلاب مصادره کردند، حالا هر وقت پيرمرد نگاهش به
کتاب و کتابخانه مي افتد، حسرت و اندوه تمام وجودش را فرا می گیرد.
در گفتگو با او  آدم معنی به روز بودن و جامع و عميق بودن را می فهمد.
همين روزها اخبار مهم و خوشي در باره او خواهيم شنيد.

درباره جلال ستاری:

آن كس كه گفتگو نمي كند اهل ايدئولوژي است (گفتگو با دکتر جلال ستاری)

روشنفكر هميشه در معرض آزمون است (گفتگو )

پل فيروزه (مروری بر یک عمر کتاب نویسی دکتر جلال ستاری)

یکشنبه، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۴May 15, 2005 1:43 AM
اين روزها کتابي از "پل لستر" به نام " فوتوژورناليسم، درآمدي بر اخلاق" به دستم رسيده و مشغول خواندن آن هستم. کتاب به زبان ساده و بي پيرايه و براي دانشجويان روزنامه نگاري و فوتوژورناليسم نوشته و در سال 1999 در آمريکا چاپ شده است. کتاب يک مقدمه، هشت بخش و دو ضميمه دارد که يکي مطلبي است از "ريچ بک من" درباره فلسفه تحقيق در فوتو ژورناليسم و ديگري مرام نامه هشت ماده اي انجمن ملي عکاسان مطبوعات آمريکا است که به نظرم براي کساني که دنبال اين جور مطالب هستند خواندنش مفيد و جالب است. به خصوص که اين روزها بحث تاسيس انجمن ملي عکاسي هم از گوشه و کنار شنيده مي شود اما کمتر درباره انجمن هاي بسيار قديمي و حرفه اي تر عکاسي در کشور هاي ديگر مي شنويم. مرام نامه انجمن ملي عکاسان مطبوعات آمريکا، NPPA از اين هشت بند تشکيل شده است: The National Press Photographers Association, a professional society dedicated to the advancement of photojournalism, acknowledges concern and respect for the public's natural-law right to freedom in searching for the truth and the right to be informed truthfully and completely about public events and the world in which we live. We believe that no report can be complete if it is not possible to enhance and clarify the meaning of words. We believe that pictures, whether used to depict news events as they actually happen, illustrate news that has happened or to help explain anything of public interest, are an indispensable means of keeping people accurately informed; that they help all people, young and old, to better understand any subject in the public domain. Believing the foregoing we recognize and acknowledge that photojournalists should at all times maintain the highest standards of ethical conduct in serving the public interest. To that end the National Press Photographers Association sets forth the following Code of Ethics which is subscribed to by all of its members: I . The practice of photojournalism, both as a science and art, is worthy of the very best thought and effort of those who enter into it as a profession. 2. Photojournalism affords an opportunity to serve the public that is equaled by few other vocations and all members of the profession should strive by example and influence to maintain high standards of ethical conduct free of mercenary considerations of any kind. 3. It is the individual responsibility of every photojournalist at all times to strive for pictures that report truthfully, honestly and objectively. 4. Business promotion in its many forms is essential, but untrue statements of any nature are not worthy of a professional photojournalist and we severely condemn any such practice. 5. It is our duty to encourage and assist all members of our profession, individually and collectively, so that the quality of photojournalism may constantly be raised to higher standards. 6. It is the duty of every photojournalist to work to preserve all freedom-of-the-press rights recognized by law and to work to protect and expand freedom-of-access to all sources of news and visual information. 7. Our standards of business dealings, ambitions and relations shall have in them a note of sympathy for our common humanity and shall always require us to take into consideration our highest duties as members of society. In every situation in our business life, in every responsibility that comes before us, our chief thought shall be to fulfill that responsibility and discharge that duty so that when each of us is finished we shall have endeavored to lift the level of human ideals and achievement higher than we found it. 8. No Code of Ethics can prejudge every situation, thus common sense and good judgment are required in applying ethical principles.
شنبه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۴May 14, 2005 1:47 AM

من هم يکي از آن "شناسنامه سفيد ها" هستم که تنها يک  مهر مربوط به انتخابات در شناسنامه ام وجود دارد.
به خاطر آن يک راي روزهاي آغازين خرداد ماه هفتادوشش هم ناراحت و پشيمان نيستم و محکم پايش ايستاده ام.
ما ملت عجولي هستيم، عاشق قهرمان و تغيير و تحولات توي چشمي و يک باره هستيم و زود دلسرد مي شويم.
خيلي با خودم کلنجار رفتم که آيا بايد توي اين انتخابات شرکت کنم؟ راي سفيد بيندازم؟ يا راه ديگري پيدا کنم که حداقل
خودم از انجامش راضي باشم.
حالا که خوب فکر مي کنم مي بينم نيامدن مصطفي معين يا آدمي مثل او بسيار بدتر و پر ضرر تر از آمدن او و امثال اوست،
معين البته سوپر من نيست و ادعاي آن را هم ندارد، ماهي پنجاه هزار تومان به ما نخواهد داد، رضا خان حزب اللهي نيست، کت و شلوار سفيد نمي پوشد و  پسته و هسته ندارد و مثل خودمان "شهروند درجه سوم" است.
براي اين که به او راي دهم و حداقل خودم از اين کارم راضي باشم نياز داشتم که از معين در جلسه اش با وب لاگ نويس ها و روزنامه نگار ها،  اين را بپرسم:
آن قدر شجاع هستي که  راي تک تک ما را به زندگي، خانواده و همه دل بستگي هايت نفروشي؟
اما با اين که نه من اين سوال را از او پرسيدم و نه او جوابي به من داده است، به او راي خواهم داد.


مصطفی معین



شنبه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۴May 14, 2005 1:46 AM

علي دهباشي
علي دهباشي همچنان مشغول تهيه و چاپ مجله "بخارا" است
حضور در دفتر مجله او ميان اين همه کتاب بسيار لذت بخش است


 

پنجشنبه، ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۴May 12, 2005 1:50 AM

Mehdi Karroubiمهدی کروبی

مهدی کروبی Mehdi Karoubi

مهدی کروبي، زياد از بيانيه انتخاباتي هاشمي رفسنجاني خوشش نيامده و نسبت به آن واکنش نشان داده است.

چهارشنبه، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۴May 11, 2005 1:51 AM

عمادالدين باقي Emad Baghi
Emad Baghi
قراربود عماد الدين باقي امروز پنجشنبه به زندان برود
عکس را ديروز عصر گرفته ام.

دوشنبه، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۴May 9, 2005 2:02 AM

Persian girl dances

جشن عروسک ها، خانه هنرمندان ايران- جمعه شانزدهم اردي بهشت

یکشنبه، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۴May 8, 2005 2:07 AM


شنبه، ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۴May 7, 2005 2:04 AM
جمعه، ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۴May 6, 2005 2:03 AM
Hashem Aghajari هاشم آغاجری
Hashem Aghajari
هاشم آغاجری در هشتمين کنگره سازمان مجاهدين انقلاب پس از کف زدن طولاني حضار
پشت تريبون رفت و گفت:
در جامعه‌اي كه حق آزادي بيان و عقيده نباشد، سخن گفتن از دموكراسي و آزادي حرف مفت است
هرچند كه مي‌گفتند با يك گل بهار نمي شود، اما شكفتن يك يا دو و سه گل نشانه‌اي از آن است كه خزان و زمستان سپري شدني است و طليعه‌اي است از فرارسيدن بهار. 

پنجشنبه، ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۴May 5, 2005 2:08 AM

معین و محمد رضا خاتمی

معين و محمدرضا خاتمي در هشتمين کنگره سازمان مجاهدين انقلاب


چهارشنبه، ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۴May 4, 2005 2:09 AM

طرح Nancy Tolford
By: Nancy Tolford
آقاي مدير مسوول را ملاقات مي کنيد، پيش نويس مقاله شما را که درباره " حقيقت ديجيتالي" است، مي بيند و اظهار علاقه مي کند که اگر متن کاملش را برايش بفرستيد آن را در شماره بعد مجله اش چاپ مي کند.
مقاله را ازطريق اي ميل مي فرستيد و مي نويسيد، اگر مورد قبول و پسندتان بود، آن را در مجله تان استفاده کنيد. مدير مسوول مقاله را مي خواند و پاسخ مي دهد، مقاله تان مورد پسندش واقع شده و چاپ مي شود.
کمي بعد پسر آقاي مدير مسوول با شما تماس مي گيرد و از شما درخواست عکس هاي قطع بزرگ تر و با کيفيت تر مقاله را مي کند و چون عکس هاي بهتري در دست نيست خودش راهي براي چاپ با کيفيت همان عکس هاي موجود پيدا و خداحافظي مي کند.
شش-هفت ماه بعد در يک روز دل انگيز بهاري، شماره جديد مجله آقاي مدير مسوول به دستتان مي رسد و حدود سي صفحه اول را که با مطالب خود آقاي مدير مسوول پرشده، ورق مي زنيد و اثري از مقاله تان نمي بينيد. شصت صفحه ديگر را هم ورق مي زنيد، خبري از مقاله شما نيست.
به آقاي مدير مسوول تلفن مي زنيد و انتشار شماره جديد مجله اش را تبريک مي گوييد و آخر سر هم سراغ مقاله خودتان را مي گيريد، پاسخ مي دهد که مقاله شما نياز به ويرايش زيادي داشته تا با " اسکلت بندي" مجله شان جور در بيايد و مي خواستند مقاله را به خودتان بدهند تا بازنويسي کنيد، که شش-هفت ماه گذشته و مجله هم به چاپ سپرده شده.
همه حرف و رنجش شما از اين است که چرا با تلفني، اي ميلي يا حتي خبري به دوست مشترکي، اين موضوع را به شما نگفته اند.
آقای مدير مسوول سالهاست که در باره "رعايت اصول" اخلاقي داد سخن مي دهند.

سه شنبه، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۴May 3, 2005 11:25 AM

پاها در پارک

سه شنبه، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۴May 3, 2005 2:10 AM

هادی حیدری و کاریکاتور انتخاباتی اش

هادی حیدری و کاریکاتور انتخاباتی اش .

دوشنبه، ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۴May 2, 2005 11:27 AM



After the Islamic revolution of Iranبعد از انقلاب اسلامی ایران

عکس اول را "راجر وود" حدود سی و پنج سال پیش گرفته و عکس دوم هم کار "دیوید ترنلی" است که
دوازده سال قبل گرفته شده است.