چهارشنبه، ۲۹ تیر ۱۳۸۴July 20, 2005 3:13 AM

باورم نمي شود که درختي که پارسال همين موقع ها بالاي مزار پدر کاشتيم يک ساله شده باشد.
گاهي باورم نمي شود که هجدهم تيرماه پارسال بعد از روزها دوري از پدر، به محض بازگشتم به خانه
 به مزار رفتيم و  خودم پدر را بغل کردم و به گورکن سپردم.

Comments:
رضا:

تسلیت میگم
شاید تنها کار ما انسان ها سفر کردن باشد
ولی بدی آن اینست که نمیدانیم به کجا! ؟

azadeh:

تسلیت میگم خیلی.

مرگ پدر کابوس شبهای منه

نمیدونم چیکار کنم که وقتی مرد عذاب نکشم و نگم کاش اینکارو میکردم یا....

امیدوارم واقعا خاک اونجور که میگن سرد باشه و غمتون کهنه بشه.

sahar:

خیلی وقت است از این جا می گذرم، این بلاگرول و گوگل ریدر جان هم خبر می دهند هر وقت آپ می شوید...
اما تازگی ها رابطه های خوبی با عکس ها پیدا کرده ام..گرچه قبل هم از موسیقی ها لذت می بردم و دوستشان داشتم، این دوچرخه و عکس های فوتبال و مادر و
این ها... همه شان عالی ست. موفق باشی دوست عزیز
--
ممنون

سلامت

بدون نام:

khodayash biamorzatesh

  ارسال نظر

If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.