یکشنبه، ۷ اسفند ۱۳۸۴February 26, 2006 11:34 AM

پیرمرد
جواني پيرمرد به نگهباني معدني دورافتاده گذشته است.
همدم اين روزهايش  توده در هم پيچيده اي از سيم هاي مشکي است  که مرتب گلوله شان مي کند و کناري مي گذارد.

Comments:

  ارسال نظر

If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.