دوشنبه، ۱ آبان ۱۳۸۵October 23, 2006 1:25 PM

سبز ...

برنامه سفرم تقريبا مثل هميشه است، با اين تفاوت که حالا ديگر دو سال مي شود که
برای ديدن پدر بايد به مزارش بروم که بيرون از شهر در دامنه کوه و کنار جنگل سبز
است. پارسال فقط يک بار همديگر را ديديم و امسال اين اولين فرصت است برای ديداری
که معلوم نيست دفعه بعدش کي باشد.گاهي واقعا دلم مي خواهد و نياز دارم که به
مزارش سر بزنم ولي هزار کيلومتر دورتر است. کم کار شده ام و تنبل، با عکس ها و
کارهايي که خودم را راضي نمي کند، تنهايي و خستگي را هم که به اينها اضافه کني
معجون فيل افکني مي شود.همه اين صغرا کبرا ها برای اين بود که بگويم
چند روزی اينجا اتفاقي نمي افتد.
سلامت.

Comments:

  ارسال نظر

If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.