پارسال در چند مورد بلاگر ها مچ عکاسها را گرفتند که به سه مورد آنها به مرور اشاره مي کنم.
ساق، سيم و سرباز

1- اين عکس جيم ويلسن است که درصفحه اول روزنامه نيويورک تايمز چاپ شد. در اين عکس صاحب اين ساق ها که رقصنده و خواننده ای غربي است در حال پخش حال ميان سربازان آويزان آمريکايي در عراق است.
نويسنده وب لاگ Little Green Footballs برای اولين بار بدون توجه به ساق و سرباز، گير داد به سيم ميکروفن و ويلسن را کشيد زير فحش و نوشت " اين بابا چطور عکاسي است که سيم ميکروفن را حذف کرده و سر مخاطبان گول ماليده است؟" چند وب لاگ ديگر هم ندای اين بلاگر را با نثار فحش به عکاس لبيک گفتند و جرياني به راه انداختند که چه نشسته ايد که دستکاری های ديجيتالي فاتحه عکاسي خبری را هم خوانده است و حرف هایی از این دست.
ويلسن از همه جا بي خبر که ديد آبرو و اعتبارش هم به همراه خشتکش باد هوا شده، دست به کار شد و خطاب به وب لاگ نويسان خشمگين، نوشت که پدر آمرزيده ها من اين عکس را با سرعت پايين شاتر گرفته ام و اگر به جای زل زدن به آن ساق ها چشم هایتان را باز کنيد متوجه مي شويد که سيم ميکروفن، چون در دست خواننده حرکت داشته، محو شده و رد بسیار کم رنگ سياه با کمی دقت در عکس ديده مي شود.
بلاگر ها بعد از پاسخ ويلسن، به اشتباه شان پي بردند و خشتک او را از حالت بادبان خارج و سر جای اولش مستقر کردند.
لب کلام اين که شبيه آن داستان معروف مولوی، در اينجا بلاگر ها ساق را ديده بودند اما سيم را نديده بودند!
خيلي دوست داشتم مقاله آموزشي را که مجله PDN در باره اين ماجرا منتشر کرد، به يک نشريه وطني بدهم
اما بيشتر بحث مقاله در باره اين عکس است که امکان چاپش وجود ندارد مگر اين که با ويلسون تماس بگيريم و از او بخواهيم جوراب شلواری ضخيم ، دامن يا شلواری را پای خواننده کند و دوباره عکس بگيرد.

شاید یک مدتی وقتم را گذاشتم برای سرو سامان دادن به آرشیو عکس های قديمي که جایی تلنبار شده اند بی امکان جستجو و قابليت های ديگر.
آن خانم جوان، پروین اعتصامی معاون کتابخانه دانش سرای عالی است.
در سمت چپ دکتر عیسی صدیق -محمد رضا پهلوی- عقب محمد مدنی دفتردار و دکتر زنگنه رییس دبیرخانه دانشگاه ديده مي شوند.
--
ناگفته هایی از زندگی «پروین اعتصامی» و نامه های او
يک اداره دولتي همين نزديک ها اينترنتش را ول داده بود توی هوا و من هم پس از آن که از عالِـمی در مورد حلال و حرام استعمال اين اينترنت استفتاء کردم و ايشان فرمودند" اگر همراه با لذت نباشد با رعايت احتياط لازم حلال است " کامپيوترم را به اين منبع فيض لايزال متصل کردم.
متاسفانه در روزهای پاياني سال 85 اين دولت مردان تنها رشته نامرئی میان من و منبع را قطع کرده اند و به تعطیلات رفته اند. تصور من این بود که از روز پنجم فروردین دوباره می توانم خودم را –البته با رعایت احتیاط های لازم و بدون لذت- متصل کنم که متاسفانه تا امروز این اتصال میسر نشده است.
من با این که امید خود را نسبت به بازگشت دوباره به آغوش گرم –اینترنت- این دولت مردان عزیز از دست نداده و فکر می کنم اتصال بین ما از چهاردهم فروردین دوباره برقرار می شود از آنها می خواهم در صورت امکان سریع تر به محل کار خود برگردند تا هر چه زودتر محکم تر از گذشته متصل شویم.
در ضمن پول این اتصال را هم از نفتی که سر سفره می گذارید کم کنید.
زیاده عرضی نیست.
نيروی هوايي ارتش جمهوری اسلامی ايران، در روزنامه ها آگهي استخدام داده است.
عکس بزرگ يک هواپيمای اف جنگنده – گمانم اف 4 باشد- هر عشق پرواز با هواپيمای جنگنده را وسوسه مي کند شرایط استخدام را با دقت بخواند و بختش را برای استخدام امتحان کند.
اما زير عکس هواپيمای جنگنده، فهرست شغل های مورد نياز چاپ شده اينهاست:
راننده: اتوبوس، کاميون، تريلي، لودر، بولدوزر، گريدر، بيل مکانيکي، جرثقيل- آشپز-نانوا(شاطر لواش پز)– نقاش ساختمان- باغبان و مکانيک.
رورنامه ايران، دی ماه 1385
--
دونفر از دوستان نوشته اند هواپيمای کذايي اف پنج نيست و اف چهار است

از تبريک های نوروزی که گرفتم اين کار علي کامران عزيز به نظرم قشنگ ترين است.
--
جايزه طلايي مجله "گرافيس" برای علي کامران
قبلا در باره فيلم مستند " در جستجوی يک نماد" مطلبي نوشته بودم؛
گفتگوهای اين فيلم به فارسي ترجمه شده و در حال زير نويس شدن است و احتمالا بعد از تعطيلات عيد در تهران نمايش داده مي شود.
يک بخش کوتاه از فيلم در باره چاپ عکس معروف ادی آدامز در نيويورک تايمز است از زبان اديتور عکس آن روز های روزنامه:
«خیلی خوب یادم است روزی که این عکس به خبرگزاری آمد، اواسط بعد از ظهر بود و من احتمالا با خودم همچین چیزی گفتم
" حرومزاده عجب عکسی گرفته! "
عکس را با خودم به جلسه مقدماتی برای صفحه اول بردم و آن را به همه نشان دادم، برای اینکه می خواستم مطمئن شوم که حتما در صفحه اول چاپ می شود. وهمین هم شد، ما آن را بالای صفحه اول چاپ کردیم.
فکر کنم مهم ترین چیزی که سردبیرها دنبال آن می گردند، عکسی است که بتواند به طور سمبلیک یک واقعیت را نشان دهد.
به نظرم چیزی که عکس های مطبوعاتی را جالب می کند، این است که آنها سعی نمی کنند همه جزئیات یک موقعیت را به وضوح به شما نشان دهند.
بیشتر عکس های مطبوعاتی موفق، آنهایی هستند که توضیح اضافه نمی دهند.»

جدیدترین اسلاید شو سایت مجله تایم، عکس های پانورامای سیاه و سفیدی است از سفر زائران هندو به رود مقدس، که دیدن و شنیدنش فاز می دهد.

به قول زنده ياد عمران صلاحي "معلوم نيست روز زن است يا روز بزن بزن"