چهارشنبه، ۱ اسفند ۱۳۸۶February 20, 2008 6:18 PM

«ديگر هر راهي که برويم / به وداع مي رسد.» يادت که هست. سطرهاي ابتدايي همان دفتري است که نام «عمودي هاي عاشقانه» را بر آن گذاشته بودي. گفتم روي سنگ آن را حک کنند. طرحي را هم که دوستت کشيده بود، گفتم در قسمت پايين سنگ نقش کنند؛ درخت هايي به شکل انسان که شاخه هايشان انگار فرياد مي کشند. حال کتاب هايت خوب است، دست نوشته ها و ترجمه ها نيز. آنها را در چند قفسه توي هال گذاشته ايم تا هميشه جلو چشم مان باشند. نگران نباش. مراقب شان هستيم.
ما تنهاييم، درست مثل تو. تو را نمي دانم، اما ما به تدريج زنده ايم و به ندرت دم مي زنيم.
--
چند روزی از سالگرد رفتن فرامرز ویسی گذشته است. لینک نوشته مجتبی ویسی را برای برادرش، آرمن برایم فرستاد و فکر کردم عکسی را که دوست دارم، به فرامرز و مجتبی هدیه دهم:

night-tree.jpg
Comments:
yasin-m:

نه برای اینکه بندری(بوشهریم) هستم ناراحت نیستم ،چرا که
بندر اگرچه سوخت مرا .....ولی درس آزادگی آموخت مرا

yasin-m:

baraye khodam bishta az ham moteasefam mansoor jan!
--
باشه، ولی امیدوارم این تاسف به خاطر بودن در دیر نباشه

مجتبی ویسی:

چه هدیه ای یهتر و ارزنده تر از این.عکس آن قدر گویا و معنامند است که نیازی به تفسیر نداشته باشد.می دانی،فرامرز کتابی ترجمه کرده بود به اسم"خط افق".و سر انگشتان این درخت،چه با مسما اشاره دارند به نوعی از افق.و چه ارتباط هرمنوتیک واری پیدا می کند این عکس(و دلبستگی تو به آن)،با آن کتاب(و دلبستگی فرامرز).این ارمغان،لذت پنهانی دارد و ما از آن خاطره می گیریم. می دانم که اگر بود،چه شادمان می شداز این هدیه؛همان طور که من شدم.هر دو از تو
ممنونیم،دوست گرامی

نواي ني:

رد؟ :) خوبيه دنياي مجازي همينه

نواي ني:

موافقم گاهي براي موندگان درمونده ببشتر بايد متاسف بود!!
--
Nasiriphotos:
خوشم میاد هیچ ردی از خودت باقی نمی ذاری.

سلامت :)

maryam:

adasham ke dar biyari koli joloyi !
gahi nemishe hata adasham dar avord .
rastesho bekhay na taghriban ax nemigiram !
khoob bashi.
--
Nasiriphotos:
حیف که عکس نمی گیری

maryam:

behtari , na ?
omidvaram ke bashi !
--
NasiriPhotos:
مریم عزیز
حداقل الان ادای "بهتر" ها رو در می آرم.

عکاسی نمی کنی در کنار رود تیمز؟

نواي ني:

براي خيلي از اونايي كه ميرن بايد متاسف بود يا حداقل من متاسف ميشم! شايد چون زود بود رفتن يا شايد واسه اينكه برام عزيز بودن يا شايدم چون هنوز ميتونستن به سهم خودشون اين دنيا رو تكون بدن
--
NasiriPhotos:
شاید درست می گی ولی گاهی باید برای موندگان درمونده بیشتر متاسف بود.
چرت گفتم؟

شاهین:

تصویر بسیار زیبایی شده.ممنون
بابت اون دوست متاسفم
--
NasiriPhotos:
چرا متاسفی؟
مگه برای هر کسی که میره باید متاسف شد؟

  ارسال نظر

If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.